السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
600
تفسير الميزان ( فارسي )
تامل و دقت مىكنند ، اگر ديدند نيتشان خالص براى خدا است ، انفاق مىكنند ، و اگر ديدند چيزى از ريا هم با خدا در دلشان آميخته شده ، و خلاصه ، هم خدا را در نظر دارد و هم ريا را ، از انفاق خوددارى مىكنند . بعضى ديگر گفتهاند : تثبيت به اين معنا است كه نفس آدمى خود را براى اطاعت خدا آماده كند ، و بعضى گفتهاند : به معناى آنست كه آدمى نفس خويش را در منازل ايمان جاى دهد ، يعنى نفس را به بذل مال در راه خدا عادت دهد ، و خواننده عزيز توجه دارد كه هيچيك از اين معانى ( جز به زحمت ) با مطالب قبل آيه تطبيق نمىكند ، ( از توجيهى كه ما مىكنيم اين عدم انطباق كاملا روشن مىشود ) كه آن توجيه عبارت است از : و خدا داناتر است : خداى سبحان انفاق در راه خدا را بطور مطلق مدح كرد ، ( و فرمود : به دانه اى مىماند كه چنين و چنان شود ) سپس بنايش بر اين شد كه دو قسم انفاق را كه نمىپسندد و ثوابى بر آن مترتب نمىشود استثنا كند ، يكى انفاق ريايى كه از همان اول باطل انجام مىشود و يكى هم انفاقى كه بعد از انجام آن ، به وسيله منت و اذيت اجرش باطل مىگردد و بطلان اين دو قسم انفاق به خاطر همين است كه براى خدا و در طلب رضاى او انجام نشده و يا اگر شده نفس نتوانسته نيت خود را محكم نگه دارد ، در اين آيه مىخواهد حال عده خاصى از انفاقگران را بيان كند ، كه در حقيقت طائفه سوم هستند و اينان كسانى هستند كه نخست براى خاطر خدا انفاق مىكنند و سپس زمام نفس را در دست مىگيرند و نمىگذارند آن نيت پاك و مؤثرشان دستخوش ناپاكىها گردد و از تاثير ساقط شود و منت و اذيت و هر منافى ديگر ، آن را تباه سازد . پس روشن شد كه مراد از * ( « ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه » ) * اين است كه انفاقگر منظورش و قصدش خودنمايى و يا هر قصدى ديگر ( كه نيت را غير خالص مىكند ) نبوده باشد ، و منظور از * ( « تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) * اين است كه آدمى زمام نفس را در دست داشته باشد ، تا بتواند نيت خالصى را كه داشته نگه بدارد ، و اين تثبيت هم از ناحيه نفس است ، و هم واقع بر نفس ، ساده تر بگويم نفس هم فاعل تثبيت است ، و هم مفعول آن ، پس كلمه « تثبيتا » از نظر تركيب ، نحوى تميز است ، و حرف « من » نشويه ( ابتدائيه ) است ، و « انفسهم » در معنا فاعل تثبيت است ، و آن نفسى كه مفعول قرار گرفته در تقدير است ، و تقدير كلام « تثبيتا من انفسهم لانفسهم - نفسشان زمام نفس را در دست بگيرد » ممكن هم هست كه كلمه « تثبيتا » را مفعول مطلق براى فعلى بگيريم كه از ماده خودش باشد ، آن وقت تقدير چنين مىشود « يثبتون أنفسهم لانفسهم تثبيتا » .